تعطیلات نوروزی من
تعطیلات نوروزی من
راستشو بگم ![]()
من امسال تعطیلاتمو دوست نداشتم ![]()
آخه هر سال می رفتیم مسافرت اما امسال فقط سه روز توی کلات نادر و یک روزهم کدکن بودیم .
بقیه هم همش توی خونه بودیم .مهمونی کم رفتیم چون مهمون داشتیم.![]()
یک مهمون مخصوص هم داشتیم که خیلی دوستش دارم اسمش عمو فرهاده که من و داداش خیلی دوستش داریم.
بیش تر جاها یی هم که رفتیم با عمو فرهاد بودیم.عیدی خوبی هم از عمو فرهادگرفتم![]()
![]()
یک روز باعمو رفتیم توس آرامگاه فردوسی
که توی کتابمون هم عکس و اسمش رو نوشته .دوستمون که خونه اش مشهد بود
به دیدن ما اومد و مارو به دیدن آرامگاه و خوردن آش رشته دعوت کرد .![]()
پسریکی از دوستای ما که باباش می گفت توی مسابقه ی نقالی اول استان شده رفت بالای پله های آرامگاه و از شاهنامه داستان خوند.
من که خیلی نفهمیدم ولی همه براش دست زدند![]()
بعد رفتیم کنار قبر یک شاعر که مجسمه ی سرش رو عمو علی ساخته بود عکس گرفتیم.
راستی آقای پرویز بهرام که توی تلویزیون گوینده ی مستند راه ابریشم و بعضی برنامه هاست
توی آرامگاه بود که من باهاش عکس گرفتم اونم منو بوسید.
می گفت بچه ها رو خیلی دوست داره از اسم منم خوشش اومد.![]()
ناهار همه مهمون عمو فرهاد شدن و آبگوشت دیزی خوردن منم کوبیده خوردم ![]()
بعدش هم با داداشم رفتم موتور شارژی سوار شدم و کلی کیف کردم![]()
سه روز هم رفتیم کلات نادر خونه ی یکی دیگه از دوستامون
با اونا کوه های کلات رو رفتیم .
مامانم موسیر و تره کوهی جمع کرد ولی باما بالای کوه نیومد.
من و دوست جدیدم آرمان که مهمونشون بودیم توی رودخانه هم بازی کردیم و برای سرد شدن هندوانه یک سد درست کردیم اما چون زیاد غذا خوردیم هندوانه را نخوردیم![]()
شب توی مهمان سرای میراث فرهنگی مهمان بودیم و خیلی اتاق هایمان راحت و مرتب بود.
ما از جاها ی دیدنی کلات هم دیدن کردیم سد کلات و یک نوشته که روی کوه بود و تونل ورودی شهر که خیلی جالب بود.![]()
یک روزهم برای روزطبیعت رفتیم کدکن و به آرامگاه پدر عطار هم رفتیم و من عکس گرفتم.
موقع برگشتن توی گل های کلزا هم عکس گرفتم.


من سوشیانت هستم.دارم میرم کلاس سوم .به موسیقی علاقه ی زیادی دارم .نی میزنم و کمانچه روهم می خوام شروع کنم.شطرنج روهم خیلی دوست دارم .بعضی وقتا داستان می نویسم چون خیلی کتاب داستان می خونم و دوست دارم بزرگ که شدم بتونم نویسنده بشم.